
دریا قلی سورانی ، (۱۳۵۹-۱۳۲۴) اهل آبادان، و یک اوراقچی ساده بود.
وی در تاریخ نهم آبان سال ۱۳۵۹ و در جریان حمله ی عراق به ایران، در بیست کیلومتری شهر آبادان متوجه تحرکات شبانه عراقی ها برای حمله غافل گیر کننده به این شهر شد و به سرعت با دوچرخه خود را به آبادان رسانده و با فریاد، مردم را از ماجرا آگاه ساخت.
مردم نیز با شنیدن فریادهای التماس گونه او از خانهها بیرون آمدند و با هر چه در دست داشتند، از چوب و چاقو و بیل و کلنگ به سمت منطقه ذوالفقاری حرکت کردند.
سورانی سپس پیاده به سمت مقر سپاه پاسداران دویده و نیروهای خودی را از حمله عراقی ها آگاه می سازد. وی پس از ساعتها مقاومت در کشاکش این ماجرا بر اثر ترکش خمپاره مجروح و در راه بیمارستان در قطار به مقام والای شهادت نائل می شود. با مقاومت مردم، نیروهای عراقی در تصرف آبادان ناکام مانده و مجبور به عقب نشینی شدند.
نیروهای بعثی پس از اشغال آبادان قصد تصرف شیراز را داشتند که با رشادتهای شهید دریا قلی سورانی و مقاومت مردم آبادان، از دستیابی به این امر بازماندند.
شهید سورانی در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است و به تازگی مقبره ی این شهید رونمایی شده است.
از زبان مهرزاد ارشدی همرزم شهید:
در نهم آبان و پس از سقوط خرمشهر، ارتش بعث عراق، تصمیم گرفت که آبادان را نیز اشغال کند و به همین خاطر این شهر را محاصره کرد و از سمت ذوالفقاری به سمت شهر حمله کرد. این بخش از شهر دور از مرکز آبادان بود و با توجه به درگیری های فراوان نیروهای زیادی در آنجا نداشتیم تا آن که شهید دریاقلی که یک اوراقچی ذوالفقاری بود، متوجه شد. او با دوچرخه به سمت شهر حرکت کرد تا مسئولان سپاه را خبر کند و همان طور که رکاب می زد، فریادکنان مردم را به سمت ذوالفقاری هدایت می کرد.
ارشدی ادامه داد: مردم هم با شنیدن فریادهای التماس گونه او از خانه ها خارج شدند و با هر چه که در دست داشتند به سمت ذوالفقاری حرکت کردند. دریاقلی که دوچرخه اش پنچر می شود، دیگر قادر به حرکت نبود پیاده می شود و با «دو» خود را به سپاه آبادان می رساند و موضوع را به فرماندهی سپاه می گوید که بچه های سپاه و بسیج هم سریع به سمت ذوالفقاری حرکت کردند.
من هم که نوجوانی 16 ساله بودم، همراه نیروها بودم. ما که به سمت ذوالفقاری می رفتیم، می دیدیم که مردم به صورت «سیل» به سمت ذوالفقاری در حرکتند. من با چشم خودم جوانی را دیدم که از او پرسیدم: تو که چیزی نداری چگونه می خواهی با دشمن مقابله کنی؟ همان طور که می دوید، گفت، می دوم شاید اسلحه ای پیدا کنم و با آن جلوی دشمن را بگیرم. آخر اگر ما نرویم، دشمن شهر را می گیرد.
ارشدی در ادامه گفت: مردم در آن روز موفق نشدند دشمن را از ذوالفقاری عقب برانند و آرزوی استقلال آبادان را برایش به آرزویی دست نیافتنی تبدیل کنند، اما عدم سقوط آبادان درآن روز، نتیجه تلاش مخلصانه آن روز شهید دریاقلی بود. او وقتی خبر را به ما داد، در حالی که چند کیلومتر را دویده بود، طاقت نیاورد و دوباره آن مسیر را برگشت و در کنار مردم و بسیجیان و رزمندگان در برابر دشمن ایستاد و نیروهای عراق را به عقب نشینی وادار کرد.
وی افزود: من او را می دیدیم که رجز می خواند و می جنگید. از شور و شوقی که داشت، می خندید و در اوج هیجان، به نیروهای مردمی روحیه می داد. این نشان دهنده اخلاص و ایمان او بود که تا عقب نشینی عراق ایستاد.

1 پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: إِنَّ الْـوَلَـدَ الصّالِـحَ رَیْحـانَةٌ مِـنْ رَیاحیـنِ الْجَنـَّةِ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرزند شایسته گُلى خوشبو از گُلهاى خوشبوى بهشت است.
2
امام صادق علیه السلام:
اَلْبَناتُ حَسَناتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ.
فَالـْحَسَناتُ یُثابُ عَلَیْها وَ النِّعْمَةُ یُسْأَلُ عَنْها.
امام صادق علیه السلام: دختران نیکیهایى هستند که در برابر آن پاداش داده مىشود. و پسران همچون نعمتى هستند که از آن بازخواست مىشود.
3
هرگاه به امام سجاد علیه السلام مژده مىدادند که
داراى فرزند شده است، پیش از آنکه بپرسند پسر است یا دختر، مىپرسیدند! آیا
سالم است؟ و هنگامى که مىفهمیدند سالم است، مىفرمودند:
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَخْلُقْ مِنّى خَلْقًا مُشَوَّهًا.
هرگاه به امام سجاد علیه السلام مژده مى دادند که داراى فرزند شده است، پیش از آنکه بپرسند پسر است یا دختر، می پرسیدند! آیا سالم است؟ و هنگامى که مى فهمیدند سالم است، مى فرمودند: سپاس ازآنِ خدایى است که از من آفریده ا ى ناسالم نیافریده است.
4
امام امیرمؤمنان على علیه السلام:
ما مِنْ لَبَنٍ رُضِعَ بِهِ الصَّبِىُّ
أَعْظَمَ بَرَکَةٍ عَلَیْهِ مِنْ لَبَنِ أُمّـِهِ.
امام امیرمؤمنان على علیه السلام: هر شیرى هم که به کودک داده شود، باز هم براى او با برکتتر از شیر مادرش نیست.
5
امام صادق علیه السلام به «اُمّ اسحاق» که پسر خود را شیر مىداد، فرمود:
یا أُمَّ إِسْحاقٍ! لاتُرْضِعیهِ مِنْ ثَدْىٍ واحِدٍ وَ أَرْضِعیهِ مِنْ کِلَیْهِمایَکُونُ أَحَدُهُما طَعامًا وَ ا لْأخَرُ شَرابًا.
امام صادق علیه السلام به «اُمّ اسحاق» که پسر خود را شیر مىداد، فرمود: اى اُمّ اسحاق! تنها از یک پستان او را شیرنده، بلکه از هر دو به وى را شیر بده، زیرا در یکى از آنها خوراک و در دیگرى نوشیدنى نهفته است.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نوزادان خود را به سبب گریهشان کتک نزنید.
امام امیرمؤمنان على علیه السلام: فرزندان خویش را، پیش از آنکه متولد شوند، نامگذارى کنید.
8
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
سَمُّوا أَوْلادَکُمْ أَسْمآءَ الْأَنْبِیآءِ
وَ أَحْسَنُ الْأَسْمآءِ عَبْدُاللّهِ وَ عَبْدُالرَّحْمنِ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: فرزندانتان را به نامهاى پیامبران نامگذارى کنید. و زیباترین نامها «عبدالله» و «عبدالرحمن» هستند.
9
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
إِذا سَمَّیْتُمُ الْوَلَدَ مُحَمَّدًا فَأَکْرِمُوهُ
وَ أَوْسِعُوا لَهُ فِىالْمَجْلِسِ وَ لاتَقْبَحُوا لَهُ وَجْهًا.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه نام فرزند را «محمد» گذاشتید، به او احترام بگذارید؛ برایش جا باز کنید؛ و با وى ترشرویى نکنید.
10
امام صادق علیه السلام به شخصى که نام دخترش را «فاطمه» نهاده بود، فرمودند:
...إِذا سَمَّیْتَها فاطِمَةَ
فَلاتَسُبُّها وَ لاتَلْعَنْها وَ لاتَضْرِبْها.
امام صادق علیه السلام به شخصى که نام دخترش را «فاطمه» نهاده بود، فرمودند: اکنون که نام او را «فاطمه» نهاده ا ى، دشنامش نده؛ نفرینش نکن؛ و کتکش نزن.
11
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
مَنْ کانَ لَهُ أُنْثى فَلَمْ یُبِدْها وَ لَمْ یُهِنْها
وَ لَمْ یُؤْثِرْ وَلَدَهُ عَلَیْها أَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرکس دخترى داشته باشد که او را تباه نسازد؛ و خوارش نکند؛ و پسرش را بر وى برترى ندهد، خدا او را به بهشت مى برد.
12
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ ثَلاثَةٌ:
یُحْسِنُ اسْمَهُ وَیُعَلِّمُهُ الـْکِتابَةَ
وَیُزَوِّجُهُ إِذا بَلَغَ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از جمله حقوق فرزند بر پدرش این سه چیزند: نام نیکو بر او گذارد؛ نوشتن را به وى بیاموزد؛ و هنگامى که بالغ شد، همسرش دهد.
ادامه مطلب ...