کلاس درس

وبلاگ آموزشی و تربیتی

کلاس درس

وبلاگ آموزشی و تربیتی

در کلاسهای فلسفه و کودک، چه نوع سؤالاتی باید مطرح شود؟

در کلاس های فلسفه و کودک چه نوع سوالاتی باید مطرح شود ؟

نکتة حائز اهمیت این است که بچه‌ها بفهمند سؤال را صرفاً بخاطر خود سؤال نمیپرسند، بلکه باید سؤالا‌تی بپرسند که در پی‌یافتن جواب آن هستند. وادار کردن بچه‌ها به تفکر دربارة ارتباط بین سؤالا‌ت، نه تنها از تعداد سؤالا‌ت کم میکند، بلکه آنها را قادر میسازد تا تفکر بهتری از مسائل زیر ساختی داشته باشند.

بچه‌ها وقتی یاد میگیرند سؤال بپرسند در واقع یاد میگیرند درباره چیزهایی بپرسند که واقعاً جواب آنها را نمیدانند. آنها سؤالا‌تی میپرسند که حتی شاید معلم هم جواب آنها را نداند و این مسئله به آنها قوت قلب میدهد، ولی اینکه چه نوع سؤالا‌تی باید پرسیده شوند، قابل بحث است .

سؤالا‌ت باید مهم باشند و در عین حال لازم است که فرد بتواند در مورد جوابهای خود قضاوت کند، این امر شامل سؤالا‌ت و تئوریهایی می‌شود که با زندگی امروزی، گذشته و آینده ما مرتبط هستند. بزرگسالا‌ن و همینطور بچه‌ها بطور ذاتی دوست دارند در مورد دنیای خود تحقیق کنند و از آن سر در بیاورند، اینکه چه اتفاقی برای ما می‌افتد؟ چرا و چگونه؟ در اولین روزهای تحقیق، بچه‌ها باید یاد بگیرند چه سؤالا‌تی برای طرح در جلسه مفید و مؤثر هستند، چون سؤالا‌ت آزاد زیادی وجود دارد .

برای شروع کار، از یکسری نشانه‌ها استفاده کنید تا بچه‌ها سؤالا‌ت را بر حسب مناسب بودن برای تحقیق طبقه‌بندی کنند. در کنار سؤالا‌ت بسته ـ‌‌که معمولا‌ً جوابهای تعریف شده   و غیرقابل بحثی دارند‌ـ علا‌مت تیک بگذارید، این علا‌مت بیانگر آنست که ما جواب را میدانیم و نمیتوانیم بحث معنادار و مفیدی در مورد آن داشته باشیم، این علا‌مت در ضمن بیانگر آنست که سؤالا‌ت مربوطه غلط نیستند، ولی نمیتوان آنها را با طیفی از عقاید به بحث گذاشت .

برخی سؤالا‌ت در مورد مسائلی متمرکز می‌شوند که از انگیزة خاصی ناشی میشوند یا دربارة حقیقتی است که بچه‌ها میتوانند در مورد آن تحقیق کنند و یا از دیگران توضیح بخواهند؛ بدین ترتیب جوابها همواره حقیقی خواهند بود. همچون: «چرا گرگها نمی‌توانند حرف بزنند؟»

سؤالا‌ت آزاد نیز سؤالا‌تی هستند که می‌توانند مورد بحث قرار گیرند، نظرات و عقاید مختلفی می‌تواند در مورد آنها ارائه شود. در مورد این سؤالا‌ت می‌توان بخوبی کار کرد،   بطوری که تحقیق مربوطه در مسیر فلسفی قرار گیرد .

وقتی بچه‌ها با جلسات فلسفی بیشتر آشنا شوند، سؤالا‌ت فلسفی بیشتری میتوانند مطرح کنند. سؤالا‌ت فلسفی، سؤالا‌تی هستند که در زمینه سؤال مربوطه، انگیزه را بر‌انگیخته و پتانسیل تحقیق را دارند؛ همچون: عشق چیست؟ آگاهی چیست؟ و ...

پرورش سؤال کردن در بچه‌ها

ابتدا به بچه‌ها چند لحظه فرصت فکر کردن بدهید. برای روشن‌سازی تفکرشان میتوانند فکرشان را در دفتر نقاشی کنند. نکتة حائز اهمیت اینست که بچه‌ها بفهمند سؤال را صرفاً بخاطر خود سؤال نمیپرسند، بلکه باید سؤالا‌تی بپرسند که در پی‌یافتن جواب آن هستند؛ برای آنکه کیفیت تحقیق و گفتگو بالا‌ برود باید سؤلا‌تی بپرسند که منجر به بحث آزاد شود .

وقتی بچه‌ها سؤالا‌ت خود را در دفترشان ثبت کردند حال نوبت آن میرسد که همة سؤالا‌ت را جمع‌آوری کنید؛ برای اینکار از بچه‌ها بخواهید سرجای خود برگردند و بنشینند و شما   کلیه سؤالا‌ت را روی کاغذ بزرگی وارد کنید .

معلم یا تسهیل کننده، سؤالا‌ت بچه‌ها را دقیقاً با کلمات خودشان مینویسد. بسیار حائز اهمیت و مفید است که نام هر کودک را جلوی سؤال خودش بنویسید تا بر فرد پرسش کننده تأکید شود، ضمناً بر تمایل کودک در ارائه سؤالش به کل گروه تأکید کنید. راههای زیادی برای جمع‌آوری سؤالا‌ت و ادارة   این فرایند وجود دارد. جمع‌آوری سؤالا‌ت بسیار وقتگیرست اما راههای زیادی برای سرعت بخشیدن به آن وجود دارد .

راههای جمع‌آوری سؤالا‌ت

ـ‌ هر یک از بچه‌ها داوطلبانه یکی از سؤالا‌ت خود را انتخاب کرده بگوید و معلم آن را در کاغذ بنویسد .

ـ از «صندلی داغ» استفاده کنید؛ به اینصورت که هر یک از بچه‌ها به نوبت بیاید بر آن صندلی بنشیند و سؤالا‌تش را ارائه دهد. به آنها گوشزد کنید که صبر کنند تا صندلی خالی شود. اینکار، روش خوبی برای یادآوری نوبتگیری است. بچه‌های دیگر هم اگر سؤال مشابهی دارند میتوانند کنار فردی که سؤال خود را مطرح میکند، بایستند. در اینمورد باید مطمئن شوید که کلمات دقیقاً مشابه هم هستند .

ـ بچه‌های باسواد میتوانند سؤالا‌ت خود را بر روی کاغذی بزرگ بنویسند .

ـ همینطور میتوانند سؤالا‌ت خود را بر روی یادداشتهای چسبدار نوشته و سپس آن را بر کاغذی بزرگ بچسبانند .

سؤالا‌ت مشابه را وارد نکنید ـ مابقی سؤالا‌ت را جمع‌آوری و به بچه‌ها کمک کنید تا ارتباط بین آنها را پیدا کنند. از بچه‌ها بخواهید سؤالا‌ت و تصاویر مشابه با مورد خودشان را پیدا کنند. آنها می‌توانند در مورد معنای سؤالا‌ت یا تصاویرشان با یکدیگر صحبت کرده و آن را در یک سؤال خلا‌صه کنند، وقتی سؤالات ارائه شد، تسهیل کننده نام همة بچه‌ها را کنار آن وارد کند .

ـ از بچه‌ها بخواهید بصورت گروههای دوتایی با هم تشریک مساعی کرده و سپس در مورد طرح یک سؤال با یکدیگر همکاری کنند .

یافتن ارتباط بین سؤالا‌ت

  وقتی بچه‌ها با فلسفه بیشتر آشنا شدند و سؤالا‌ت بهتری طرح کردند، میتوانند در سطوح عمیقتری از تفکر کار کنند. آنها علا‌وه بر اینکه   در مورد معنای نهفته در پس سؤالا‌تشان توضیح میدهند، باید ترغیب شوند تا در مورد چگونگی تناسب سؤالا‌تشان با سؤالا‌ت دیگران نیز فکر کنند و اینکه چگونه این سؤالا‌ت ختم به بحث‌هایی میشود که برایشان مهم است. وقتی سؤالا‌ت جمع‌آوری شدند باید آنها را تجزیه تحلیل و روشن‌سازی کنند. از طریق این فرایند، ‌سؤالا‌ت کاملا‌ً درک شده و انگیزة بچه‌ها برای تفکر برانگیخته میشود.

وادار کردن بچه‌ها به تفکر دربارة ارتباط بین سؤالا‌ت، نه تنها از تعداد سؤالا‌ت کم میکند، بلکه آنها را قادر میسازد تا تفکر بهتری از مسائل زیر ساختی داشته باشند .

سؤالا‌ت را بازخوانی کنید و از بچه‌ها بخواهید داوطلبانه هر ارتباطی که بین آنها میبینند را بیان کنند .

ـ کدام سؤالا‌ت، مطلب مشابهی را مطرح میسازند؟

ـ آن سؤالا‌ت دربارة چه هستند؟

ـ سؤال مهمتر کدام است؟

از مداد برای کشیدن خطوط ارتباطی بین سؤالا‌ت، نشان دادن ارتباط بین آنها و نوشتن مسائل مهمتر یا سؤالا‌ت دیگر در بین این خطوط استفاده کنید. استفاده از مدادهای رنگی روند روشن‌سازی را برای بچه‌ها آسانتر میسازد؛ برای مثال، تسهیل کننده میتواند بپرسد که سؤالا‌ت قرمز رنگ، ختم به چه موضوعی میشود؛ بدین ترتیب هر یک از رنگها بیانگر یک مفهوم یا موضوعی است که بواسطة آن بچه‌ها میتوانند سؤالا‌ت خود را مقوله‌بندی کنند. ضمناً قادر به ملا‌حظة محل ادغام مفاهیم با یکدیگر و یا ایجاد ارتباطات جدید هستند.

سؤالات‌ را فلسفی کنید

بواسطة روند یافتن ارتباط بین سؤالا‌ت، تسهیل کننده میتواند هدف تحقیق فلسفی را نمایش دهد؛ در این جریان، مسائل مهم نهفته در پس سؤالا‌ت باز میشوند و گروه تحقیقی در زمینة آنها کار میکنند .

با طبقه‌بندی سؤالا‌ت، بچه‌ها یاد میگیرند چگونه دربارة مسائل مهمتر فکر کنند؛ آنها بتدریج در می‌یابند سؤالا‌ت ثانویه ـ که بواسطة بحث در زمینة سؤال اصلی طرح میشوند‌ ـ میتواند پایه‌یی برای تحقیق واقعی فلسفی باشند .

بعدها وقتی بچه‌ها با روش ارتباط دادن موضوعات به یکدیگر بیشتر آشنا شدند، سؤالا‌ت فلسفی بیشتری از همان اول جلسه طرح میکنند؛ هدف ما بعنوان تسهیل کننده، رشد تواناییهای بچه‌ها در بکار گرفتن سؤالا‌ت فلسفی وطرح آنها میباشد. برای آنکه یافتن سؤالا‌ت فلسفی راحت‌تر شود به آنها بگویید سؤالا‌ت را بگونه‌یی طرح کنند که گویی آنها را از فردی میپرسند که کتاب مربوطه را نه خوانده و نه دیده است .

در زیر نمونه‌هایی از تبدیل سؤالا‌ت معمولی به سؤالا‌ت فلسفی به چشم میخورد :

سؤالا‌ت اولیه                                میتوانند تبدیل شوند به ...

چرا پینوکیو دروغ گفت؟                            چرا مردم دروغ میگویند؟

چراگرگ،گوسفندکوچک راتهدیدکرد؟          چرابرخی مردم دیگران راتهدید میکنند؟

سؤالا‌ت تسهیل کننده

تسهیل کننده میتواند برای روشن شدن بحث و شکل‌گیری بهتر آن، سؤالا‌تی همچون سؤالا‌ت زیر را بپرسد:

ـ آیا تا بحال این اتفاق برایت افتاده؟

ـ آیا این مطلب همیشه صحت دارد؟

ـ چرا اینطور فکر میکنی؟

ـ منظورت از این حرف... چیه؟

ـ میتونی به روش دیگری این را مطرح کنی؟

ـ آیا اصلا‌ً درسته...؟

ـ چگونه میتوان این را به... مرتبط کرد؟

ـ آیا میتوانی خلا‌صه حرفت را بگویی؟

ـ چه استدلا‌لهای دیگری ما را به این عقیده میرساند؟

ـ آیا اصلا‌ً امکان دارد که...؟

ـ آیا این دقیقاً همان چیزی است که مدنظر توست؟

ـ چه چیزی میتواند نظرت را عوض کند؟

تجربیات آن مارگارت شارپ در مورد سؤال کردن کودکان

« مجبور نیستی تکلیف اینها را مشخص کنی فقط سعی خودت را بکن، بعضی از این سؤالا‌ت اینقدر سخت هستند که حتی بزرگسالا‌ن هم نمیتوانند به آنها جواب دهند، اگر حل سؤالی را بلد نبودی، برو سراغ سؤال بعدی» .

ثابت شده که این مقدمه برای سؤالا‌ت نظری فلسفی بسیار تأثیرگذار است؛ با این مقدمه شاگردانم، با وجود اینکه میدانستند خبری از نمره، جایزه، ستاره طلا‌یی و ... نیست، با رغبت به سمت سؤالا‌ت میرفتند .

گاهی اوقات توجه آنها را به سؤالا‌ت متناقض جلب میکردم و از آنها میپرسیدم بنظر شما کدامیک درست است و بعد از آنها میخواستم نظرشان را عوض کنند. برای مثال به آنها میگویم: به این فکر نکرده بودم، اما حق با شماست و هیچگاه بچه‌ها را با یکدیگر مقایسه نمیکنم.

لازم به ذکر است که بر ای سؤالا‌ت، جوابهای درست زیادی وجود دارد اما معمولا‌ً یک پاسخ صحیح است.

  بچة دوازده ساله‌یی پرسید «آیا گیاهان احساس دارند؟» به او گفتم واقعاً نمیدانم و برادر پنج‌ساله‌




کتاب زیبای صد حقیقت زندگی


کتاب زیبای صد حقیقت زندگی 




دانلود 




داستان رمز موفقیت

رمز موفقیت




مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست.
سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید.
هر دو حاضر شدند.
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود.
وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد.

مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.

سقراط از او پرسید، " در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟"
پسر جواب داد: "هوا"
سقراط گفت:" این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد" رمز دیگری وجود ندارد.



مهارت تفکر انتقادی چیست ؟ و نظر اسلام در این مورد چیست ؟



 تفکر انتقادی چیست ؟

فرآیندی که در آن به بررسی صحت ، دقت و ارزش دانسته ها و اطلاعات می پردازیم تفکر انتقادی نام دارد. در این مهارت از مهارتهای تفکر فرد نباید تحت تاثیر هیچ یک از خطاهای شناختی قرار گرفته و صرفا با روحیه محققانه و بدور از پیش داوری و همچنین فارغ از تاثیر افراد و شخصیتهای مهم صرفا به ارزیابی صحت ، دقت و ارزش اطلاعات پرداخته و بتواند خوب را از بد جدا نموده ، خوبها را پذیرفته و بدها را کنار گذارد.

تفکر انتقادی یکی از مهمترین عناصر آموزش و پرورش رهایی­بخش است تا دانش­آموزان را برای یک جامعه پویا آماده کند. از دیدگاه بسیاری از نظریه­پردازان, آمادگی برای مشارکت در زندگی شهری و مردم سالار, مبنا و اصل بنیادین در تعلیم و تربیت رهایی بخش محسوب میشود. برای آنکه شهروندان بتوانند بر خود حکمرانی کنند, باید دارای اندیشه انتقادی باشند و میبایست مطابق اصول اخلاقی و ارزشهای مدنی تربیت شوند

از دیدگاه جامعه شناسان سیاسی یکی از آفتهای اجتماعی که به تداوم سلطه کمک میکند, حضور انسانهای فاقد اندیشه انتقادی در جوامع مختلف است. تجربه تاریخی در نقاط مختلف جهان نشان داده است که توده مردم همواره با حضور غیر نقادانه اش د ر حوزه عمومی و گزینشهای سیاسی, کفه اردوگاه خودکامه­گان را سنگینتر میکند. تفکر انتقادی کمک میکند تا افراد جامعه, فریب نیرنگها و عوام فریبی سیاست مداران را نخورند و به تقلید نا اندیشیده از دیگران, دست نیازند.

 

در یک حکومت مردم سالار, صرف خوب بودن برای شهروندان کافی نیست, بلکه جامعه نیازمند افرادی است که از بینش و بصیرتی برخوردار باشند که بتوانند در جامعه, راهبر خویشتن باشند, شهروند خوب به قول ادوارد گلاسر ـ میبایست درک درستی از مسائل اقتصادی, سیاسی و اجتماعی داشته باشد و از توانایی تفکر انتقادی درباره موضوعهای مشاجره آمیز برخوردار باشند  

زندگی در اجتماع نیازمند داشتن آگاهی و قوه تحلیل انتقادی نسبت به هنجارها, فرهنگ و ساختار حکومتی و قوانین و مقررات اجتماعی است.

در نظامهای سوسیالیسم, تعلیم و تربیت مبتنی بر ارزشها, هنجارها, باورها و عقاید کمونیستی است. در نظامهای توتالیتاریسم و دیکتاتوری, آموزش و پرورش, در خدمت تربیت انسانهایی است فاقد قوه نقد و اندیشه, انسانهایی که تنها برای شنیدن و پذیرش بی­چون و چرای ایدئولوژیهای حاکمان تربیت میشوند. درچنین نظامهایی با پرهیز از پرورش تفکر انتقادی, آموزش و پرورش بمثابه اهرم رشد و تداوم قوه قهریه حکومت بر مردم ناتوان عمل میکند.

اما در نظامهای سیاسی که مبتنی بر مردم سالاری است, شهروندان برای اندیشیدن بصورت انتقادی تربیت میشوند. در نظامهای مردم سالار, تربیت در خدمت خلق ارزشهای مدنی و پرورش شهروندان نقاد, فکور, مشارکت­جو, فعال, قانونمند, آگاه و بصیری است که ضامن رشد نظام دموکراتیک هستند. در دموکراسی هیچ مرد یا زنی نباید بَرده یا شورشی باشد, بلکه باید شهروند باشد. یعنی فردی باشد که سهم خود و دیگران را نسبت به حکومت بالسویه بداند.

بنابراین, تحقق آرمانهای یک نظام دموکراتیک در برقراری عدالت اجتماعی, قانون­گرایی و سعادت بشر, در سایه تربیت انسانهایی فکور و تحلیل­گر میسر میشود. مردم در نظام مردم سالار, نباید انسانهایی خنثی در حکومت باشند, بلکه میبایستی شهروندانی باشند منتقد, کنجکاو, جستجوگر و مسئولیت­پذیر در مسائل اجتماعی و سیاسی.

تفکر انتقادی و مهارتهای آن همچنین امری ضروری و مؤلفة اصلی در اکثر رشته­ها و حرفه­هاست. در واقع, برخورداری از تفکر انتقادی برای موفقیت فرد در شغل و حرفه خویش گریز­ناپذیر است. کمتر حرفه و شغلی را میتوان یافت که نیاز به مهارتهای تفکر انتقادی نداشته باشد. اگر شخصی دارای تفکر انتقادی و تمایلات انسانی بالاتری باشد, بطور طبیعی در محل کار خویش از نفوذ بیشتری برخوردار خواهد بود و در میان همکاران نیز مقبولتر جلوه­گر خواهد شد. تفکر انتقادی به افراد کمک میکند تا بمدد دانایی در کارهای خود توانمند و در شغل و حرفه خویش, دارای رفتارهای فراکنشی باشند, در مسائل حرفه­یی به تعبیر و تفسیرهای فعال و ماهرانه بپردازند و از طریق ارزیابی شواهد, روابط و اطلاعات در کار حرفه­ای خویش تصمیم درستی بگیرند. در حقیقت, از طریق تفکر انتقادی, اشخاص میتوانند با طرح پرسشهای انتقادی و استدلال منطقی در مسائل شغلی خود بطور موفق تصمیم بگیرند.

 

 


تفکر انتقادی در جهان بینی اسلامی

 

قرآن مهمترین توصیه ها را در مورد داشتن تفکر انتقادی به انسانها دارد حتی هنگامی که به انسان توصیه می کند که به پدر و مادرش نیکی کند بلافاصله تذکر می دهد که حتی در مقابل پدر و مادر نیز باید تفکر انتقادی ما فعال بوده و حتی از آنها نیز کور کورانه اطاعت نکنیم. این پیام جوهر اصلی تفکر انتقادی است. این جوهره عبارت است از بررسی صحت ، دقت و ارزش دانسته ها و اطلاعات ختی وقتی که از سوی عزیزترین کسان به انسان ابلاغ می شود و سعی می کند انسان را به گونه ای تربیت کند که به پیام توجه کرده و آن را تحلیل کند و تحت تاثیر گوینده پیام و جایگاه و مرتبه او قرار نگرفته و این جایگاه و مرتبه گوینده موجب عدم استفاده ما از تفکر انتقادی نباشد.

و وصیناالانسان بوالدیه حسنا و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلا تتعهما 

و ما به آدمیان سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کنند و اگر آنها بکوشند تا تو به من که خدای یگانه ام از روی جهل و نادانی شرک آوری در اینحا هرگز از امر آنها اطاعت نکن ( سوره عنکبوت آیه 8 )

یا ایها الذین امنوا لا تتخذو اباءکم و اخوانکم اولیاء ان استحبواالکفر علی الایمان

ای اهل ایمان شما پدران و برادران خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان برگزینند. (سوره توبه آیه 23 )

قرآن مشرکان را که دارای مهارت تفکر انتقادی نبوده و بدون بکار بستن آن از پدران خود تبعیت می کنند کر و کور و لال خوانده و آنها را به حیوانی که توانایی استفاده از تفکر انتقادی ندارد تشبیه نموده است. براستی در کدام دین و یرنامه زندگی تا این حد تفکر انتقادی مورد توجه قرار گرفته است.و آیا می توان ادعا نمود که این شیوه تفکر و این مهارت به تازگی کشف شده و این یونیسف است که مروج آن است؟

و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه اباءنا او لو کان اباوهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون . و مثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لا یسمع الا دعاء و نداء صم بکم عمی فهم لا یعقلون

و چون کفار را گویند که پیروی از شریعت و کتابی که خدا فرستاده کنید پاسخ دهند که ما پیرو کیش پدران خود خواهیم بود ، آیا باید آنها تابع پدران خود باشند در صورتی که آن پدران بی عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستی راه نیافتند و مثل کافران در شنیدن سخن انبیاء و درک نکردن معنای آن چون حیوانی است که آوازش کنند و از آن آواز معنایی درک نکرده و جز صدایی نشنود و کفار هم از شنیدن و گفتن و دیدن حق کر و لال و کورند زیرا عقل خود را به کار نمی بندند.( سوره بقره آیه 170 و 171 )

الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله

آن بندگان که چون سخن را بشنوند نیکوترین آن را عمل کنند خدا آنها را به لطف خواست خود هدایت فرموده است.

( سوره زمر آیه 18 )

انظر الی ما قال و لا تنظر الی من فال

نگاه کن که چه می گویند و توجه نکن که چه کسی می گوید.  ( امام علی ( ع ) )

اتهموا عقولکم فانه من الثقه بها یکون الخطا

خرد خویش را متهم کنید چون اطمینان به آن اشتباه است. ( غررالحکم 268/3  )